ارسال پاسخ

روابط عمومی انجمن مستربچ و کامپاند مصاحبه اختصاصی با دکتر علینقی مشایخی ۵ آذر ۱۳۹۶ ۰۷:۵۳ facebook twitter Google+
رشد هر جامعه با رشد علوم انسانی و اجتماعی امکان پذیر است

دکتر علینقی مشایخی در سال ۱۳۲۷ در شهرستان خمین متولد شد. ایشان باتفاق همکاران خود در دانشگاه صنعتی اصفهان رشته مهندسی صنایع را در سال ۱۳۵۸ تاسیس نمود. سپس در سال ۱۳۶۱ باتفاق تعدادی دیگر از همکاران دانشگاهی دوره کارشناسی ارشد در مهندسی سیستم اقتصادی و اجتماعی را برای اولین بار در کشور و در همان دانشگاه پایه‌گذاری نمود.<br />در سال ۱۳۶۵ دکتر مشایخی به دانشگاه صنعتی شریف در تهران منتقل شد. در سال ۱۳۶۶ برای فرصت مطالعاتی یک ساله به عنوان استاد مدعو به دانشگاه ایالتی نیویورک در آلبانی رفت. در بازگشت از فرصت مطالعاتی، دوره معادل کارشناسی ارشد مدیریت سیستم‌ها را در دانشکده صنایع طراحی و راه‌اندازی نمود. این دوره بعداً، تبدیل به دوره رسمی کارشناسی ارشد مدیریت سیستم‌ و بهره وری در رشته صنایع شد. دکتر مشایخی در سال ۱۳۶۸ دعوت شد تا موسسه عالی آموزش و پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه را راه‌اندازی و پایه‌گذاری نماید. در طی سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴ به عنوان رییس موسسه انجام وظیفه نمود. در موسسه مزبور دوره کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی سیستم‌ها را راه‌اندازی نمود. موسسه فعالیت‌های تحقیقاتی مختلفی در زمینه‌های توسعه، انرژی، ‌حمل و نقل، مدیریت و اقتصاد انجام داد. همچنین در موسسه انتشار مجله علمی پژوهشی برنامه و توسعه را پایه گذاری کرد. در سال ۱۳۷۴ برای فرصت مطالعاتی به عنوان محقق مدعو به دانشگاه MIT رفت. در بازگشت از آمریکا در سال ۱۳۷۶ تاسیس یک دانشکده مدیریت در دانشگاه صنعتی شریف را مطرح نمود. و در سال ۱۳۷۸ با کمک صنایع، و با جذب کادر جوان و باکیفیت، دانشکده مدیریت و اقتصاد را در دانشگاه صنعتی شریف پایه‌گذاری کرد. در دانشکده مزبور دوره‌هایMBA برای اولین بار، کارشناسی ارشد اقتصاد و کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی برقرار شد. دانشکده با طراحی ساختارهای مناسب برای دوره‌های آموزشی خود، به صورت یکی از بهترین و پر متقاضی‌ترین مرکز آموزش مدیریت و اقتصاد در کشور درآمده است.<br />ساعت 8:30 صبح یکی از روزهای آخرین ماه تابستان با آقای دکتر مشایخی در دفتر کارشان واقع در طبقه چهارم دانشگاه مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف قرار داشتم و زودتر از موعد مقرر آنجا حضور پیدا کردم. رأس ساعت 8:25 دکتر از آسانسور خارج شد و من را به اتاق دعوت کرد. با توجه به اینکه دکتر مشایخی توسط کمیته جایزه فارستر انجمن System Dynamics، جایزه Lifetime Achievement Award را که برای بار پنجم در طول حیات این انجمن اهدا می شد را در ماه گذشته دریافت کرده بودند با ایشان در این خصوص و سخنرانی ایشان در مراسم اهدای جایزه به گفتگو نشستیم.<br />ایشان به چند نکته کلیدی که در این سخنرانی انجام دادند اشاره کردند که متن مصاحبه حاوی این نکات است.<p><br />آقای دکتر در خصوص جایزه دریافت شده لطفاً برای خوانندگان توضیح دهید.<br />انجمن بین المللی پویا شناسی نظام ها و سیستم ها، یک جایزه دارد که گاهی به افرادی می دهند، البته هر سال هم نیست. افرادی که در توسعه این رشته کارهای زیادی کرده باشند یا در طول عمر حرفه ای شان کارهاشون برجسته بوده، جایزه را به آنها اعطاء می کنند.<br />کمیته ای دارند متشکل از استادهای این رشته و در دانشگاه های مختلف این کمیته بررسی می کند، افرادی را کاندید می کنند. به من هم چند وقت قبل از اینکه کنفرانس امسالشان برگزار بشه زنگ زدند. من هم به این جهت انتخاب شدم که در ایران از بعد انقلاب و سالهای شصت، شصت و یک دوره های مختلف دانشگاهی را راه اندازی کردم و در راه اندازیش تاثیر زیادی داشتم. مثل مهندسی سیستم های اقتصادی و اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان.<br />- دانشگاه صنعتی اصفهان؟<br />بله، بعد همین دوره را در احیاء و راه اندازی مؤسسه عالی پژوهش و برنامه ریزی در نیاوران ایجاد کردم و زمینه توسعه آن که بعداً شد پژوهش و برنامه ریزی در مدیریت. دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه اینجا - صنعتی شریف - را ایجاد کردم.<br />در همه این دانشکده ها یا دوره ها درس های پویا شناسی نظام ها را تدریس کردم. دانشجویان زیادی درسها را گرفتند به اضافه مقالات و کتاب هایی را که نوشتم. مجموع اینها را آنها تشخیص دادند به عنوان دستاوردهای مهم توسعه این رشته در اینجا و چند هفته قبل از کنفرانس بین المللی، تقریباً یکماه قبل از کنفرانس در آمریکا بود که به من زنگ زدند و گفتند انتخاب شدید برای دریافت این جایزه. از من دعوت کردند و رفتم کنفرنس و جایزه را گرفتم. <br />من هم در آنجا یک سخنرانی کردم که حالا اگر شما بخواهید، شاید بد نباشه متن سخنرانی را در مجلتون ترجمه کنید و چاپ شود. برای اینکه سخنرانی به نظر من برای جوان ها به خصوص می تواند مفید باشد، جوان هایی که می خواهند برای ادامه تحصیل به خارج بروند. آنها می توانند برگردند و به کشور خدمت کنند. متن سخنرانی در سایت دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه شریف به زبان انگلیسی هست. باید یکی خوب ترجمه اش کند. من خودم هنوز ننوشتمش به فارسی. به نظر من متن آموزنده ای هستش...</p><p><br />- آقای دکتر نکات کلیدی سخنرانی را اگر امکان دارد، بفرمایید.<br />نکته اول اینکه وقتی من برای ادامه تحصیل رفتم آمریکا دانشگاه MIT، قبل از رفتن معاون وقت دانشگاه خودمان آقای دکتر ضرغامی که فارغ التحصیل دانشگاه MIT بود و اونجا را می شناخت به من توصیه کرد وقتی می روم آنجا با آقای فارستر در زمینه پویاشناسی نظام ها کار کنم. آقای فارستر در واقع یکی از نابغه های همین دوران ما بود و پارسال فوت کرد.<br />ایشان در دانشکده مدیریت MIT تدریس می کردند و استاد بودند. منتها من رفته بودم که گرایش برنامه ریزی و کنترل را در مدیریت بخوانم. وقتی که رفتم اونجا چون ایشون - آقای ضرغامی - توصیه کرده بود درس را گرفتم، درسی در پویا شناسی نظام ها. بعد از اینکه آن درس را گرفتم و جذبش شدم، تصمیم گرفتم که پویا شناسی نظام ها را بگیرم و ادمه تحصیل در آن بدهم. البته نه به دلیل صرفاً آقای ضرغامی که آدم محترم و خیلی مسلطی بود در این حوزه از علم و نه به دلیل توصیه ایشان به من. بلکه بعد از اینکه خودم درس را شناختم، تغییر رشته دادم.<br />- شما مهندسی مکنیک خوندید، درسته؟<br />بله مکانیک خوندم و بعد هم رفتم مدیریت. در مدیریت می خواستم پلَنینگ بخوانم. آقای دکتر ضرغامی که اینطور به من توصیه کرد و بدلیل اینکه بسیار آدم پر استعدادی بود و هست، بر حسب توصیه ایشان رفتم ولی بعد گفتم چی بخونم و بر حسب علاقه خودم تصمیم گرفتم و ادامه دادم.</p><p>- در خصوص نکته دوم سخنرانی لطفاً توضیح دهید.<br />نکته دیگر اینکه وقتی می خواستم تزم را انجام بدهم، یک مسئله درباره ایران را انتخاب کردم که روی آن کار کنم. چون بالاخره می خواستم وقتی که اونجا می گذارم یا فکری که می کردم، بدرد ایران بخورد. آقای فارستر توصیه کرد که روی یک موضوع دیگری کار کنم، چون ممکنه که سخت باشه مدل سازی و نشود یا من موفق نشوم. من قبول نکردم و کار خودم را انجام دادم.<br />بعد ایشون خیلی خوشحال شد وقتی نتیجه را دید و سورپرایز شد. معمولاً آقای فارستر کمتر به کسی تبریک می گفت و انتظاراتش خیلی بالا بود. بعد من وقتی نتایج را به ایشون نشان دادم خیلی متعجب شد، بلند شد و تبریک گفت. دست داد با من... این هم یک خاطره خوبی بود و این که انتخاب موضوعی که بدرد ایران بخورد را به انجام رساندم. علیرغم توصیه شخصی مثل آقای فارستر که به من گفت این کار رو نکن، چون ممکنه مشکل باشه و نتوانی به سرانجام برسونیش.این هم که گفتم به نظرم یکی از مهمترین مسائلی بود که در سخنرانی گفتم.<br />- و نکته سوم؟<br />نکات دیگری هم در سخنرانی مطرح میشه، ولی نکته مهم دیگه اینست که وقتی کارم در دانشگاه MIT تموم شد، آقای فارستر خواست که در آمریکا بمونم و روی یک موضوع مدل ملی که پروژه بزرگی بود و ایشون روی آن داشت کار می کرد من هم بمانم و به عنوان دانشیار تحقیقاتی کار کنم. کارم هم اونجا شروع کردم، راستش بعد از چند ماه نتونستم بمونم و می خواستم برگردم ایران و علیرغم اینکه ایشون اصرار داشت که بمون؛ رها کردم کار را و گفتم باید برم ایران! حول و حوش انقلاب بود، سال 57 من برگشتم. یعنی این هم باز یکی از اون نکاتی هست که در اونجا صحبت کردم. بعد از اینکه به ایران برگشتم خب اونها خیلی متعجب بودند که من چرا دارم با این شرایطی که اونجا داشتم دارم بر می گردم به ایران. کشوری که خیلی همه چیز در اون بهم ریخته بود و دوران انقلاب بود. عدم اطمینان وجود داشت و آنها هم منتظر بودند که من پشیمون بشم و برگردم دوباره به آمریکا. من برنگشت آمریکا و در ایران موندم و کارهایی را اینجا انجام دادم جریاناتی را راه انداختم،جریانات آموزشی. مؤثر بودم و نیروهای با استعداد و زیادی رو تربیت کردم و الان هم این مؤسسات دارند این کار رو می کنند.<br />نکته دیگری هم که در سخنرانیم گفتم این بود که الان که برمی گردم به عقب و نگاه می کنم، می بینم که در سال 1357 تصمیم درستی گرفتم که برگشتم به ایران و از این تصمیم بسیار خوشحالم. این هم باز یکی از نکات مهمی بود که در پایان آن سخنرانی ذکر کردم، از نظر اینکه علیرغم اینکه آنها فکر می کردند کار عجیبی کردم که به ایران آمدم و موندم. بهشون گفتم، الان که به گذشته نگاه می کنم از تصمیمم راضی هستم. برای اینکه آدم در کشورش اثراتی که میتونه داشته باشه در حوزه آموزش عالی و تربیت جوان ها خیلی رضایتش بیشتر از این هست که می موندم اونجا و حالا استاد یک دانشگاه خوبی بودم. مقاله هم می نوشتم، ولی خب خیلی های دیگه شبیه من اونجا هستند. ولی در ایران میشه تأثیراتی گذاشت که بالاخره زندگی مردم و وضع جامعه بهتر باشد. این خیلی لذتش بیشتر از این هست که بمونی اونجا و یک زندگی آرام و منظمی داشته باشی، ولی انتهای آن یک کاری بکنی که خیی ها دارند انجام می دهند. این نکته خیلی مهم است.<br />به دوستانم میگم که به جوون هایی که دارند می روند، بگویند که اونجا اولش منطقی به نظر می رسد از نظر فردی، از نظر تعهدات اجتماعی. از نظر فردی اونجا همه چیز منظمه، درآمد خوبی داری، منظم زندگی می کنی، پیشرفت علمی می کنی و کار را ادامه می دهی. پس به نظر می رسد که در اول بهتره، ولی وقتی که کارها و اثراتی کی میتوانی اینجا داشته باشی یا کارهایی که می توانی بکنی که برایت رضایت ایجاد کند، به نظر من قابل مقایسه با اونجا نیست. بعضی از دوستان ما که می مانند اونجا و بازنشسته می شوند، بر می گردند به عقب و براشون سؤاله که در زندگی چه کردند؟ ولی وقتی ما بر می گردیم و می بینیم، که خیلی تأثیر گذار بودیم. <br />در برنامه های آموزشی که راه اندازی کردیم از دانشگاه صنعتی اصفهان در سال های 60 و 61، نیروهای خیلی خوبی تربیت شدند و این نیروهای خوب به اقتصاد و مدیریت جذب شدند. این نیروهای پراستعداد اگر این رشته ها را ما اجرا نمی کردیم، جذب این دوره ها نمی شدند. بعداً این نیروها راه خودشان را ادامه دادند و معلم و مدرس نیروهای خوب بعدی شدند و این یک جریانی است که خودش را باز تولید می کند و می رود جلو. مثلاً فرض کنید از نیروهایی که در اصفهان آمدند و درس خواندند، یکیشون آقای دکتر نیلی هست. ایشان الان از اقتصاددان های معروف هستند و در آن دوره آموزش دیدند، دانشگاه صنعتی اصفهان. مهندسی عمران خوانده بودند، ولی وقتی که این رشته ایجاد شد جذب این حوزه شدند و خب الان اثرات زیادی در بهبود اقتصاد کشور می گذارند. دیگرانی مثل آقای دکتر درگاهی، اسدی و غیره. تعدادی از اساتیدی که هم اکنون در این دانشگاه درس می دهند، در دانشکده مدیریت از طریق این دوره ها جذب شدند و این مسیر را ادامه دادند و در نتیجه یک جریانی ایجاد شده که مرتب باز تولید می کند.<br />بعد از این موارد در آن سخنانم یک نکته دیگر گفتم، اینکه در اثر این برنامه های آموزشی که ما در کشور راه انداختیم و یکی از هدف های مهمش جذب استعدادهای خوب به این رشته بود. در کشور ما استعداد های خوب و رتبه های بالای کنکور، عمدتاً می روند مهندسی و پزشکی به غیر از استثناها. در صورتی که حوزه هایی مثل اقتصاد و مدیریت برای بهبود کشور بسیار مهم هستند.<br />در رشته های علوم انسانی و اجتماعی باید استعدادهای خوب را جذب کنیم. اگر بخواهیم در جامعه تحول ایجاد کنیم باید استعداد خوب جذب جامعه شود. ما این کار را فکر می کنم در مدیریت و اقتصاد انجام داده ایم با ایجاد این دانشگاه ها...<br />خیلی از بچه هایی که مهندسی می خوانند برای تحصیلات تکمیلی با علاقه وارد این رشته ها شدند و الان هم دارند می آیند و بعد از یک مدتی این رشته ها متحول می شوند در کشور، یعنی می روند به جایگاه های بالاتر و ارتقاء پیدا می کنند. چرا که آدم های با استعدادی واردش می شوند و خوب هم درس می خوانند، پس در نتیجه اثرگذار می شوند و نیروهای با استعداد دیگری را جذب می کنند. بعد از 2 دهه یا حتی 10 سال این اتفاق خواهد افتاد. ما از وقتی شروع کردیم خیلی طول کشیده و در حدود 10 سال دیگر این رشته ها جایگاه متفاوتی در کشور خواهند داشت.<br />الان خیلی از بچه هایی که اینجا می آیند و درس می خوانند و قوی هم هستند از رشته های برق، مکانیک، کامپیوتر و رشته های بالای مهندسی می آیند. بعد همخیلی خوب می شوند در این حوزه های جدید.<br />فرض کنید فارغ التحصیلان رشته های مدیریت و اقتصاد قبلاً به ندرت در دانشگاه های تاپ و رده بالای دنیا پذیرش می شدند، ولی تعدادی از دانشجویان قبلی ما راهشان را باز کرده اند و وارد دانشگاه های تاپ دنیا شدند. مثلاً در اقتصاد از دانشگاه های شیکاگو، MIT و استنفورد پذیرش می گیرند. حتی نه تنها که پذیرش می گیرند و فارغ التحصیل می شوند، بلکه تعدادی از آنها که تا دکترا در این دانشگاه ها ادامه دادند هم اکنون عضو هیئت علمی آن دانشگاه ها هستند.<br />برای ایرانی ها تا حالا این درجه موفقیت در رشته های اقتصاد و مدیریت سابقه نداشته است. در حوزه های مهندسی و علوم تجربی سابقه این چنینی بود و استاد دانشگاه های خوب هم می شدند و خیلی هاشون هم برگشتند. در نتیجه کیفیت رشد این رشته ها بالا می رود. راه افتادن این جریان و تحول در این رشته ها که برای کشور و جامعه خیلی مهمه، خودش یک دستاورد بزرگ و رضایت بخش است.<br />آدم وقتی بر می گردد و می بیند که توانسته این تأثیر را بگذارد و باعث ارتقاء این رشته های مهم بشود و ببیند برای ارتقای علمی فعالیت کرده که برای جامعه و بهبود وضع آن بسیار مفید است، خب احساس رضایت می کند. از عمری که صرف کرده برای بهبود جامعه راضی است تا این که جایی استادی باشد و فقط مقاله ای بنویسد.<br />آقای دکتر، من زمانی که دوران راهنمایی را تمام کردم، پدرم اصرار داشت که بابد در دبیرستان ریاضی فیزیک بخوانم و مهندس شوم. من علاقه نداشتم و در دوران دانشگاه علوم ارتباطات خواندم در صورتی که دیپلم برق دارم. در زمان های گذشته خانواده ها به فرزندان می گفتند رشته های علوم انسانی نان و آب ندارد. یا آخرش چه می خواهی بشوی؟! نظرتان در مورد این طرز تفکرها چیست؟<br />رشته های علوم انسانی و اجتماعی خیلی مهم هستند و باید آنها را رشد بدهیم.خب خانواده ها همین که می گویند موفقیت شغلی برای مهندسان و پزشکان بیشتر است نیاز به تحلیل دارد و من با شما موافقم. در جامعه ما رشته های علوم انسانی و اجتماعی جایگاه خود را پیدا نکرده است، در نتیجه شاید تاریخ سیاسی ما موجب این امر شده است. تمام جوامعی که رشد و توسعه پیدا کردند، در واقع علوم انسانی و اجتماعی آنها رشد پیدا کرده تا بستر رشد بقیه رشته ها فراهم شود. اگر اقتصاد ما درست اداره نشود، مدیریت بخشها و بنگاه ها درست اداره نشود خب زمینه کارکردن بهره ور نیروهای متخصص فراهم نمی شود. در نتیجه مهندسین خوب ما مهاجرت می کنند و می روند، چرا که در اینجا بستر کار برایشان فراهم نیست. اگر مدیریت دانش در سازمان ها خوب انجام نشود این دانش و صاحبان آن فسیل خواهند شد.<br />پس اگر علوم انسانی و اجتماعی رشد کند و بستر رشد جامعه را نیز فراهم کند، استعدادهای ما دیگر نمی روند و همین جا فعالیت می کنند. تقویتش کار سختیه، همانطور که گفتید حتی ریشه در خانواده ها دارد و خانواده ها بعضاً درست فکر نمی کنند. نیروهای زبده کمتر در این رشته ها داریم و شیوه آموزش هم ضعیف است و افراد باهوش را راضی نمی کند. بچه های ضعیف، استادهای ضعیف آینده می شوند و این بازتولید ضعیف ادامه پیدا می کند. تغییرش خیلی چالش دارد. هر رشته ای را بخواهی متحول کنی باید استعدادهای خوب جامعه را وارد آن کنی. <br />ما در این خصوص فکر کردیم و از 57 من برگشتم و دوره های کارشناسی ارشد را راه انداختم در رشته های مدیریت و اقتصاد. خیلی از استعدادهای مهندسی برای تحصیلات تکمیلی آمدند و ادامه دادند. اقلاً برای مدیریت و اقتصاد این تحول اتفاق افتاد. متقاضیان ورود به اینجا استعدادها هستند و ورود به اینجا خیلی سخته...<br />در رشته های دیگر علوم انسانی هم این تحول باید اتفاق بیفتد. مثلاً ارتباطات یک رشته خیلی مهمی است. جامعه شناسی، علوم سیاسی، تاریخ و حقوق هم خیلی مهم هستند. اینها شکل و شالوده جامعه را می سازند، بستر پیشرفت جامعه را مهیا می کنند. امیدوارم تحولی که در اقتصاد و مدیریت ایجاد شد و دارد جای خود را باز می کند، در سایر رشته های علوم انسانی و اجتماعی هم اتفاق بیفتد. <br />آقای دکتر جدیداً سازمان ها به تکاپو جذب مشاوران مدیریت و برنامه ریزی، مالی و اقتصادی، ارتباطات و تبلیغات، برندینگ و غیره افتاده اند، آیا این هم متاثر از همین فرمایشات شماست؟<br />من خودم فارغ التحصیل مهندسی مکانیک بودم و در رشته خودم شاگرد اول دانشگاه صنعتی شریف، خب به نظر می رسید که طبیعی است مکانیک را ادامه بدهم، به خصوص که استادها هم تشویق می کردند، ولی من همان وقت به نظرم رسید که رشته مکانیک برای من یک محدوده ای را معین می کند که نمی توانم تأثیرات بزرگ بگذارم.من یک ماشین جدید طراحی کنم یا یک حوزه جدید در مکانیک ابداع کنم، ولی این چقدر تأثیر در بهبود وضع جامعه خواهد گذاشت؟<br />همان وقت به نظرم رسید که مدیریت بحث مهمتری است، چون بستر کار بقیه را می تواند فراهم کند. علیرغم سابقه خوبی که در مکانیک داشتم تصمیم گرفتم در رشته مکانیک ادامه تحصیل ندهم و برم سراغ مدیریت و فکر می کنم تصمیم درستی بود. چرا که اگر مدیریت نرفته بودم شاید راه اندازی این برنامه ها و جریانات در کشور اتفاق نمی افتاد یا دیرتر اتفاق می افتاد در کشور. رفتن به این رشته و شناخت بیشتر این رشته ها و پی بردن به اهمیت اینها سبب شد خلاصه کمربندم رو ببندم و این رشته ها رو ادامه بدهم.</p><p>الان دانشگاه دوره های آزاد مدیریت و اقتصاد هم برگزار می کند؟<br />بله الان داریم ظرفیت ایجاد می کنیم که این دوره ها برای کسانی که سابقه کار دارند و سابقه کار مدیریتی دارند اجرا شود و الان در حال انجام است.</p><p> </p><p> <br /></p>

اخبار مرتبط

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد